السيد عبد الحسين الطيب
217
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
به مقدار كفايت قناعت كند كه آن را دنياى بلاغ ميگويند . [ سوره التكاثر ( 102 ) : آيات 3 تا 4 ] كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ( 3 ) ثُمَّ كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ( 4 ) بعد از آنكه زرتم المقابر نه چنين است كه توهّم كردهايد زود باشد كه بدانيد پس از آن نه چنين است زود باشد كه بدانيد . در تكرار اين جمله بعضى گفتند : براى تأكيد است مثل جملهء حقا حقا كه البته خواهيد فهميد ، بعضى گفتند : يكى در قبر و يكى در محشر ، در بعض اخبار تكرارش در دوره رجعت و در قيامت . اقول : اين تكرار نه معنى دو مرتبه است و نه براى تاكيد بلكه ظاهرا مراد اين باشد كه عقوبات اين معاصى يكى بعد از ديگرى بشما ميرسد و بر شما معلوم ميگردد از حال احتضار و حال قبض روح و قبر و برزخ و اگر رجعت كنيد در رجعت و در مواقف قيامت كه فرمودند : للقيامة خمسون موقفا كل موقف مقام الف سنة ثم تلى قوله تعالى : فى يوم كان مقداره خمسين الف سنة معارج آيهء 4 پس معنى مرة بعد مرة و كرة بعد كرة بالاخص سؤال از مال كه ميفرمايد چنانچه مكرر نقل كردهايم : يؤتى به صاحب المال فيسأل عنه : من اين اكتسبت و فيما انفقت و هل أديت حقوقه و أديت شكره فلا يزال يسئل عنه . [ سوره التكاثر ( 102 ) : آيات 5 تا 7 ] كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ ( 5 ) لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ( 6 ) ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ ( 7 ) از براى يقين سه مرتبه گفتند : علم اليقين ، عين اليقين ، حق اليقين . علم اليقين اينكه از روى دليل و برهان و ظهور آثار و اخبار انبياء و اوصياء و صديقين و ادلهء عقليه و شرعيه يقين پيدا كند كه اين محقق ايمان است تا يقين بجميع اصول دين و مذهب پيدا نشود و علم قطعى نداشته باشد ايمان محقق نميشود مثل اينكه از دخان و حرارت و سوزش يقين بوجود آتش پيدا مىكند . و عين اليقين آنكه بحس مشاهده كند به چشم ببيند به گوش بشنود و بحس درك كند چنانچه آتش را ببيند و صداى زفير آن را بشنود ، و حق اليقين آنكه در او داخل شود و طعم آن را بچشد و الم آن را درك كند . مثل اينكه ميانه آتش بسوزد . امر قيامت هم اين سه مرتبه را دارد اول علم اليقين كه در حال احتضار به او خبر ميدهند ملائكه و جايگاه او را نشان ميدهند و ملائكه